تبليغاتX
<-آفرینش->
آفرینش
از فرش تا عرش (..... و قسم به آسمان و زمین و آن که آن را بگسترد...)

آینده از آن چه کسی خواهد بود؟؟؟



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم آبان 1388 توسط کیانوش ثابتی زاده

مائیم و نوای بی نوایی

بسم اله اگر حریف مایی


نوشته شده در تاريخ جمعه یکم آبان 1388 توسط کیانوش ثابتی زاده

Ancient Mars

Mars at Now

به زودی راجعش می نویسم....


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 توسط کیانوش ثابتی زاده

آرزویی است مرا در دل

که روان سوزد و جان کاهد....چشم به راه...


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 توسط کیانوش ثابتی زاده

در کویر به هر سو بنگریم نشانی متفاوت از آفرینش پیش چشمانمان است. در کویر بیش از هر جای دیگری احساس هجران عشق می کنی. آنجا عشق در سکوت طنین اندازست. وقتی در کویر هستی به صدایی گوش کن که گویی می خواهد تو را از فرش به عرش برد.باید که غم هجران به دوش کشی و امید داشته باشی به دیدن نه آنچه سراب است، آنچه را که تو انتظار وقوعش را داری. باید که در کویر شکیبا باشی و شکایت از آنچه که کویریت کرده را در دل پنهان کنی. تک ستاره ای جوی و به دنبالش رو. همراه شو با کاروان کویر که در کویر رازی هست. راز شنیدن و فهمیدن سکوت...


نوشته شده در تاريخ جمعه دهم مهر 1388 توسط کیانوش ثابتی زاده

شب سردی است و من افسرده

راه درویست و پایی خسته

تیرگی هست و چراغی مرده

می کنم تنها از جاده عبور       

دور ماندن ز من آدم ها

سایه ای از سر دیوار گذشت

غمی افزود مرا بر غم ها

فکر تاریکی و ویرانی

بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی

نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر سحر نزدیک است

هر دم این بانگ برآرم از دل

وای این شب چقدر تاریک است

خنده ای کو به دل انگیزم

قطره ای کو که به دریا ریزم

صخره ای کو به دان آویزم

مثل این است که شب نمناک است

دیگران را هم غم هست به دل

غم من لیک غمی غمناک است


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم مهر 1388 توسط کیانوش ثابتی زاده
Blog Skin