آینده از آن چه کسی خواهد بود؟؟؟

مائیم و نوای بی نوایی
بسم اله اگر حریف مایی
Ancient Mars

Mars at Now

به زودی راجعش می نویسم....
آرزویی است مرا در دل
که روان سوزد و جان کاهد....
در کویر به هر سو بنگریم نشانی متفاوت از آفرینش پیش چشمانمان است. در کویر بیش از هر جای دیگری احساس هجران عشق می کنی. آنجا عشق در سکوت طنین اندازست. وقتی در کویر هستی به صدایی گوش کن که گویی می خواهد تو را از فرش به عرش برد.باید که غم هجران به دوش کشی و امید داشته باشی به دیدن نه آنچه سراب است، آنچه را که تو انتظار وقوعش را داری. باید که در کویر شکیبا باشی و شکایت از آنچه که کویریت کرده را در دل پنهان کنی. تک ستاره ای جوی و به دنبالش رو. همراه شو با کاروان کویر که در کویر رازی هست. راز شنیدن و فهمیدن سکوت...

شب سردی است و من افسرده
راه درویست و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
می کنم تنها از جاده عبور
دور ماندن ز من آدم ها
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها
فکر تاریکی و ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل
وای این شب چقدر تاریک است
خنده ای کو به دل انگیزم
قطره ای کو که به دریا ریزم
صخره ای کو به دان آویزم
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غم هست به دل
غم من لیک غمی غمناک است



